درباره ما

یه روز بارونی تو فصل پاییز بود از ترس خیس شدن پناه بردم به نزدیکترین فروشگاه که از قضا کتابفروشی بود نمی دونم چند ساعت اونجا بودم حس خیلی خوبی داشتم،انکار دوست نداشتم بارون بند بیاد تا بهونه ای بشه برای بیشتر موندن. تصمیم گرفتم هر جورکه شده یه کتاب فروشی برای خودم داشته باشم یه پیج معرفی و فروش کتاب زدم و خدا خواست شروع سال 1401 سایت آیرال بوک رو راه اندازی کردم